کرمانشاه گنیجنه ای ازتمام شدنی ها(5)
پس از حمله اعراب به ایران به کرمانشاه شهر به کلی ویران شد و دیگر آبادی گذشته و شکوه باستانی اش را بازنیافت .
در قرن هفتم پس از حمله مغول به ایران باردگیر ویران شد و آسیبهای بسیاری دید . سپاه هلاکو خان که برای فتح بغداد میرفت کرمانشاه را نیز ویرانه کرد . در قرن هشتم سپاه امیر تیمور به کرمانشاه یورش آورد . در کتاب نزهه القلوب آمده است : کرمانشاه دهی است که طاق شبدیز ( بستان ) در آن قرار دارد.
با تشکیل حکومت صفویان، کرمانشاه همچون دیگر شهرهای ایران تحت تسلط این حکومت در آمد.در سالهای آغازین حکومت صفوی به دلیل جنگ وستیز این حکومت با عثمانی،کرمانشاه گاه تحت تسلط صفویه و گاه تحت تسلط عثمانی بود . از عصر شاه صفی به بعد، با ورود خاندان زنگنه به وادی قدرت که تیولداران کرمانشاه بودند و تلاش این خاندان در راستای تامین امنیت و آبادانی این شهر همراه با پایان یافتن جنگهای میان ایران و عثمانی با انعقاد عهد نامه زهاب (۱۰۴۹ ه ق) سبب شد تا کرمانشاه از عصر شاه صفی تا پایان دوره صفویه دورانی از آرامش همراه با ترقی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی طی کند.
در عصر افشاریه به دلیل وجود توپخانه نادری در کرمانشاه این شهراهمیت نظامی پیدا کرد و به جبهه جنگ نادر شاه با عثمانی تبدیل شد. بعد از مرگ نادر این شهر به دلیل وجود توپخانه نادری در کانون توجه قدرت طلبان قرار داشت و نزاعهای میان سرداران مختلف بر سر دستیابی به این شهر صورت گرفت که در نهایت کریم خان بر آن مسلط شد .
در عصر زندیه کرمانشاه با وجود حکمران مقتدر خود الله قلی خان زنگنه اگر چه دورانی کوتاه توام با آرامش را از سر گذراند اما با مطرح شدن الله قلی خان به عنوان یکی از مدعیان قدرت و تلاش وی برای دستیابی به تاج و تخت سلطنت بعد از مرگ کریم خان، بار دیگر این شهر به وادی جنگ و ستیز مبدل گشت.
دوران دوم رشد و توجه به کرمانشاه در دوران قاجاریه بود که مورد توجه دوباره حکومت از لحاظ سیاسی و اجتماعی بود. در این دوران کرمانشاه دوباره چهره شهری خود را بازیافت و تاریخ دوباره کرمانشاه رقم خورد. کرمانشاه در آغاز مشروطیت سهمي به سزا داشت و در جنگ جهاني اول و دوم به تصرف قواي بيگانه در آمد و پس از پايان جنگ تخليه شد. همچنين اين شهر در جنگ ایران و عراق، خسارات زيادي ديد.[۲۴]